عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
960
زبدة التواريخ ( فارسى )
چون حضرت صاحب قرانى به لب آب « 1 » « [ 1 ] » رسيد در آن موضع فرمود « [ 2 ] » تا لشكرها به قاعده و ترتيب جنگ فرود آمدند و جسر كندند چه آن موضع محلّ آن بود كه از آن كوه « [ 3 ] » گذشته بدين جلگا در توان آمد . بر وضعى ياساميشى فرود آمدن فرمود كه اگر ياغى متوجّه ايشان شود عساكر منصوره آب را در پس پشت كرده روى به دشمن آوردند . « [ 4 ] » ايلدرم بايزيد در آن موضع پيش نيامد . حضرت صاحب قرانى از آنجا كوچ فرموده متوجّه انگوريه شد . بعد از سه كوچ از آن موضع به انگوريه رسيدند ، شهر را محاصره كرده جنگ آغاز كردند . روز ديگر نزديك بود كه شهر مسخّر گردانند ، خبر رسيد كه از محلّى كه ايلدرم بايزيد فرود « [ 5 ] » آمد تا بدين محلّ چهار فرسخ باشد . حضرت صاحب قرانى ترك محاصره انگوريه گرفت و به ترتيب صفوف عساكر مشغول گشته ، بهجهت فرود آمدن موضعى حصين اختيار فرمود و بهجهت نفس مبارك خود قول لشكر تعيين گردانيد . اميرزاده اعظم اميرانشاه بهادر و اميرزاده محمّد سلطان بهادر و اميرزاده پير محمّد بهادر و از امرا امير شيخ نور الدّين و على سلطان و مبشّر و طهرتن و على قوچين اين حمله را با سپاهى « [ 6 ] » از عساكر منصوره در ميمنه بازداشت و حضرت سلطنت شعارى سلطان السلاطين « [ 7 ] » شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى سلطنته - را در ميسره اميرزاده خليل سلطان بهادر و اميرزاده رستم و « [ 8 ] » اميرزاده سلطان حسين بهادر و از امراى عظام امير سليمانشاه و امير شاه ملك و امير برندق و امير سونجك و امير دولت تيمور و امير [ 222 - آ ] موسى را در ركاب حضرت سلطنت شعارى مقرّر گردانيد و بر دست راست قول امير تاش تيمور اغلان و شهسوار و سراى « [ 9 ] » و جلال و طاتبوق و يوسف و حاجى بابا و اسكندر و خواجه على و دولت تيمور و حسن و محمّد بهادر و سراى خواجه و ادريس و خواجه محمّد و اميرزاده احمد و رى ملك و ارغون و پير محمّد و بهاء الدّين و قرا احمد و بيك ولى و چقماق و دولتخواجه و عبد اللّه و صوفى خليل و محمّد تواچى
--> ( [ 1 ] ) - م و ل : جاخالى ، ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : فرود آمد . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : آرند . ( [ 5 ] ) - ت : فرمود . ( [ 6 ] ) - ت : بسيارى . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : « اميرزاده رستم و » ندارد . ( [ 9 ] ) - م و ل : هرى . ( 1 ) ظفرنامه على يزدى : « يولغون سويى » ، ج / 2 ، ص 298 ، ظفرنامه على يزدى ( ارونبايوف ) : « يوبعون سوى » ، ص 407 .